از تهمتهايي كه اسلام ستيزان به اسلام وارد ميكنند اين است كه دين اسلام در واقع ساختهي سلمان است.اين افراد بعد از اينكه ميبينند معجزات علمي قرآن بسيار زياد است و نميشود آن را به محمد(ص) امي نسبت داد تنها راه را در اين ميبينند كه بگويند قرآن را سلمان نوشتهاست.كه در اينجا به رد آن ميپردازيم.
الف.اين داستان هيچ منبعي ندارد كه حالا بخواهيم راجع به سندش بحث كنيم.تنها رواياتي كه از سلمان سخن گفتهاند روايات اسلامي هستند و تنها فردي كه راجع به سرگذشت سلمان قبل از اسلام آوردن صحبت كرده خود سلمان است.
ب.اولين دليل و محكمترين دليلي كه اين بيان را باطل ميكند.اين است كه سلمان در مدينه با پيامبر آشنا شد حال آيات مكي را چه كسي نازل كرد.
ج.دومين دليلهم اين است قرآن از نظر ادبي يك اثر فوقالعاده در زبان عربي است.در حالي كه سلمان تا سالها نميتوانست درست سخن بگويد.براي مثال در جريان خواستگاري سلمان از دختر عمر،عمر در پاسخ گفت: ميبينيد اين بندهي عجمي كه نميتواند درست سخن بگويد چه ادعايي دارد…الخ.
د.آيا پيشبيني پيروزي روم بر ايران علي رغم پيروزيهاي پياپي ايرانيان (روم:2) نيز چيزي است كه كسي بتواند به آن دست پيدا كند. از اين گذشته آيا اشاره به وجود گلبولهاي سفيد در بدن انسان (طارق:4) يا اشاره به اينكه با افزايش ارتفاع احساس سينه تنگي و خفقان به انسان دست ميدهد (انعام:125) و بسياري معجزات ديگر در آن زمان كسي فهميده بود كه حالا بخواهيم به بشري نسبت بدهيم.
توضيح پيرامون آيهي 103 سورهي نحل
ترجمه آيه: وما کاملا آگاهیم که (کافران) می گویند آن کس که مطالب این قرآن را به رسول می آموزد بشری است اعجمی غیرفصیح واین قرآن را خود به زبان عربی فصیح درآورده.
اسلامستيزان از اين آيهي نتيجه ميگيرند كه قرآن حرف آنها را تاييد ميكند در حاليكه:
الف.اين آيه ميگويد كه كفار ميگويند كه قرآن را يك غيرعرب بهآنها تعليم ميدهد. آيا ميشود به حرف اعراب جاهليت اعتماد كرد.
ب.اين آيه خود مكي است.چگونه ميتواند راجع به سلمان باشد.